عـــــذاب

کنارم که نیستی همه چی سراب ِ

پر از بغض ِ دنیام ، نفسهام عذاب ِ

تو حبس ِ سکوتم پر از هق هق و درد

ببین درد ِ دوریت با این دل چه ها کرد

کنارم که نیستی پر از اشک ِ چشمام

همون حس ِ تلخی که هیچوقت نمیخوام

یه کابوس ِ لحظم بدون ِ حضورت

شده خون ِ رگهام همۀ وجودت

من ِ تشنه آخر از عشقت میمیرم

تو باشی با عشق ِ تو آروم میگیرم

تو هستی که قلبم پر از عشق و شور ِ

بدونِ تو نبض از دلم خیلی دور ِ

کنار تو بودن یه حس ِ دوبارس

مث ِ لحظه هایی که غرق ِ ترانه س

کنارم بمون تا نفس یاورم شه

تو آغوش ِ تو بودن بازم باورم شه

اردیبهشت ۸۹

ادامه ی نوشته

رهایی از پیله

از این قصه ، از این غربت

از این حسِ دلم ، نفرت

از این تکرارِ بیهوده

که نفرینش شده عادت

از این دنیای بی قانون

از این دردای بی درمون

دارم تو غصه جون می دم

تو پیله های این طاعون

کجاست آزادیِ دنیا  – کجا این پیله وا می شه

بگو این غصه ها آخر – با اون دستات دوا می شه

بیا از عمقِ  تنهایی – منو به رویا دعوت کن

بگیر دستامو تو دستات – بیا به غم خیانت کن

میون رویایِ پرواز – نوایِ باد چه آرومه

دارم فکر میکنم شاید – تو خواب آزادی آسونه

چقد خوبه رهایی ها – شریک چشمامون باشه

چه تو خواب و چه بیداری – همه دنیامون آزاد شه

ترانۀ ” رهایی از پیله ” / زمستان ۸۸

ادامه ی نوشته

بذار سهمم همین باشه!

هیچکس در هیچ چیز
به تو
شبیه نیست
غیر از تو . . .
من در تو گم می شوم
و در جعرافیای جهان
جار می زنم :
دوستت دارم …

روز سپندارمذگان مبارک باد ادامه ی نوشته