رهایی از پیله
.jpg)
از این قصه ، از این غربت
از این حسِ دلم ، نفرت
از این تکرارِ بیهوده
که نفرینش شده عادت
از این دنیای بی قانون
از این دردای بی درمون
دارم تو غصه جون می دم
تو پیله های این طاعون
کجاست آزادیِ دنیا – کجا این پیله وا می شه
بگو این غصه ها آخر – با اون دستات دوا می شه
بیا از عمقِ تنهایی – منو به رویا دعوت کن
بگیر دستامو تو دستات – بیا به غم خیانت کن
میون رویایِ پرواز – نوایِ باد چه آرومه
دارم فکر میکنم شاید – تو خواب آزادی آسونه
چقد خوبه رهایی ها – شریک چشمامون باشه
چه تو خواب و چه بیداری – همه دنیامون آزاد شه
ترانۀ ” رهایی از پیله ” / زمستان ۸۸

